شيخ ذبيح الله محلاتى

284

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

آخرون و علماء عامه سيصد و هفتاد و هشت حديث از او روايت مىكنند و اما در كتب امامية احاديث ام سلمه بسيار است در تمام قسمتها ازدواج ام سلمه و اولادها و محاسنها شوهر اول ام سلمة پسر خاله‌اش ابو سلمة بن عبد الاسد بن المغيرة بود چون بشرف اسلام مشرف شدند بسبب ظلم مشركين هجرت به حبشه نمودند و در آنجا ام سلمه سلمه را بزاد كه پدرش به او مكنى گرديد بعد از آن عمر را بزاد كه در جميع غزوات با امير المؤمنين بود و مدتى از قبل آن حضرت والى بحرين بود پس از آن دره و زينب را بزاد كه ترجمهء هريك در محل خود بيايد چون رسول خدا بمدينه هجرت كرد ام سلمه با شوهرش به مكه و از مكه بمدينه هجرت نمودند چون غزوهء احد پيش آمد ابو سلمه در آن غزوه زخمى بر او وارد آمد چون بسبب مداوا بهبودى حاصل شد بجانب سريه‌اى مامور شد و در مراجعت از سريه زخمش تازه شد و به همان سبب وفات كرد پس در سنه چهارم از هجرت حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را بده درهم كابين بست و بقولى بدستاسى و دو سبو و بالشى كه از ليف خرما پر بود و لحافى و قدحى و ديگى و خوانچهء بزرك از چوب كابين بست و در نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكانتي و منزلتى بزرك پيدا كرد . ام سلمه مىفرمايد كه شوهر من اين حديث از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم روايت مىكرد كه آن حضرت فرمودند كه هركس در هنگام مصيبت استرجاع كند يعنى بگويد انا للّه و انا اليه راجعون و اين دعا بخواند اللهم عندك احتسب مصيبتى هذا اليهم اخلفنى فيها خيرا البتّه خداى بهتر از آن كرامت فرمايد چون ابو سلمه وفات كرد من اين دعا همى قرائت مىكردم و بر من دشوار مىآمد كه بگويم اللهم اخلفنى فيها خيرا و با خود همىگفتم كه از ابو سلمة بهتر كه خواهد بود . و بروايتى كه مجلسى و ديگران نقل كرده‌اند كه ام سلمه يك روز با شوهر